کتاب آئورا

اثر کارلوس فوئنتس از انتشارات نشر نی - مترجم: عبدالله کوثری-ادبیات آمریکای لاتین

زنی پیر، مردی جوان و زنی جوان. در خانه‌ای که همه چیز در آن بوی گذشته می‌دهد و گویی تنها نیرویی که آن را بر پا نگه داشته یادها و نفس‌ها و عطرهای گذشته است. اما در این میان چیزی ناشناختنی، جادویی شگفت در کار است تا از گذشته بگذرد و به اکنون و آینده، به جاودانگی، برسد:‏
جاودانگی عشق، جاودانگی جوانی.‏‏
آئورا، نام دیگر تمناست


خرید کتاب آئورا
جستجوی کتاب آئورا در گودریدز

معرفی کتاب آئورا از نگاه کاربران
کتاب رو میشد در چند ساعت تموم کرد ولی مشغله نگذاشت
بسیار جالب و جذاب بود
متن های سورئال رو دوست دارم
تمثیلی از دور شدن از ذات و پیوستن دوباره به آن


مشاهده لینک اصلی
‎ تــــو

آیا کتابی در موردت نوشته شده است؟ تا بحال قهرمان داستانی بوده ای؟
آئورا را که میخوانی، چه بخواهی چه نخواهی کارلوس فوئنتس ،@ تو @ را بعنوان قهرمانِ این رمان کوتاهش انتخاب کرده است.
در کتاب زبان فارسیِ مدرسه، خواندیم که داستان ها توسط دو ضمیر نقل میشوند: یا اول شخص که خودش را روایت میکند یا سوم شخص که دانای کل است.از خودم می پرسیدم: پس دوم شخص چه میشود؟
تا روزی که کارلوس فوئنتس، نویسنده ی شهیر مکزیکی ها برای رمان کوتاه اما بسیار گیرایش، من را @تو@ خطاب کرد.،
شیوه ای که بسیار مناسب برای وهم و خیال موجود در داستانش بنظر میرسد، تا جایی که مرز @واقعیت و خیال@ ، @جاودانگی و زوال@ چنان باریک میشوند که به یکدیگر میرسند.


@چهره در بالش فرو می کنی تا نگذاری باد گذشته ها سیمای خودت را برباید، چرا که نمی خواهی این سیما را از دست بدهی. چهره در بالش فرو کرده، همان جا دراز می کشی چشم انتظار آن چه باید پیش آید، چشم انتظار آن چه نمی توانی بازش بداری.دیگر به ساعتت نگاه نمی کنی،این شیء بی مصرف که به گونه ای ملال آور زمان را هماهنگ با بطالت انسانی می سنجد، آن عقربه های کوچک که ساعاتی طولانی را نشان می دهند که ابداع شده اند تا پوششی باشند بر گذار واقعی زمان که با شتابی چنان هولناک و بی اعتنا می گریزد که هیچ ساعتی نمی تواند آن را بسنجد.@
_از متن کتاب_


مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب آئورا


 کتاب Dom Casmurro
 کتاب نغمه‌های پنهان عشق
 کتاب ساحره
 کتاب نه نگهبان
 کتاب سانتا اویتا (نسخهٔ امضا شده)
 کتاب وقتی انقلابی بودیم