معرفی کتاب جنگ آخرزمان

اثر ماریو بارگاس یوسا از انتشارات آگه - مترجم: عبدالله کوثری-ادبیات آمریکای لاتین

عمیق در دره های دورافتاده برزیل قرن نوزدهم، Canudos، خانه ای است که به همه لعنت های زمین می پردازد: روسپی ها، راهزنان، گداها و هر نوع فراری. این مکان جایی است که تاریخ و تمدن از بین رفته است. هیچ پولی وجود ندارد، بدون مالیات، هیچ ازدواج، بدون سرشماری وجود دارد. Canudos یک دیگ بخار برای روح انقلابی در خالص ترین شکل آن است، دولت با تمام توانایی برای یک روح واقعی و آزادی خواه - و یکی از دولت های برزیل مصمم است تا هر هزینه ای را تحریک کند. ماریو وارگاس لوسا، شاید رمان جاه طلبانه و تراژیک او، نسخه شخصی خود را از داستان واقعی کانودو، که در شخصیت های هر دو طرف از نبرد عظیم و ناکارآمد بین جامعه و نیروهای دولتی قرار دارد، به نسخه خود می پردازد. رمان حاصل می شود یک افسانه تاریخ انقلابی آمریکای لاتین، یک داستان فراموش نشدنی از اشتیاق، خشونت، و ویرانی است که از تعصب به دنبال دارد.


خرید کتاب جنگ آخرزمان
جستجوی کتاب جنگ آخرزمان در گودریدز

معرفی کتاب جنگ آخرزمان از نگاه کاربران
چرا این کتاب رو خوندم؟
قاعدتا خوندن کتابی با این حجم به یه تصمیم پیشین نیاز داره. اما خوندن این کتاب یه اتفاق بود برام. از سر بازیگوشی و کنجکاوی همیشگیم برای خوندن جمله‌ی اول رمان‌ها «در» کتاب رو باز کردم و خوندم
:
بلندبالا بود و چندان تکیده که انگار همیشه نیم‌رخش را می‌دیدی. پوستی تیره و اندامی استخوانی داشت، و آتشی هماره در چشمانش می‌سوخت

شمارو نمی‌دونم ولی من که با خوندن همین جملات (و با همین ترجمه‌ی عالی که اگر نبود شاید این جمله‌ها هم این‌قدر قوت پیدا نمی‌کرد) صدای شلپ افتادنم رو تو گرداب این کتاب شنیدم
.

نحوه‌ی روایت کتاب
حدود دو ماه پیش بود. تازه شروع کرده بودم به خوندن این رمان و ذهنم شدیدا درگیر روایت کتاب بود. پنج‌شنبه روزی بود. شال و کلاه کرده بودم تا برم و برای چند ساعتی عین این آدم‌های بی‌غم توی استخر واسه خودم شنا کنم و خوشحال باشم. داشتم خیلی شیک و ورزش‌کاری کرال پشت می‌رفتم و عین سگ به خودم آرامش تزریق می‌کردم و تازه داشتم می‌گفتم پسر این تریپ بی‌غم بودن و آرامش و اینام چیز بدی نیست که یهو همون وسط، الگوی روایت رمان به ذهنم رسید. هیچی دیگه دهنم ناغافل باز شد و یه قلپ مشتی آب رفت تا اون ته نایژه‌هام. شانس آوردم نزدیک دیوار بودم. مفت مفت داشتم تلف می‌شدم

نحوه‌ی روایت کتاب شبیه پله برقی‌ هست. بخش اولی که می‌خونید شبیه جایی هست که دست‌تون رو می‌گذارید. احساس می‌کنید دارید خیلی سریع می‌رید، ولی در حقیقت سرعت واقعی روایت مال جایی هست که پاهاتون رو اون‌جا گذاشتید؛ یعنی بخش بعدی که قراره بخونید. فکر می‌کنید اتفاقی افتاده. اما توی بخش بعدی می‌فهمید که فقط فکر کردید اتفاقی افتاده؛ چون تازه الان هست که داره اتفاقی می‌افته

[توضیح غیرضروری: توی پله برقی‌ها سرعت نواری که جای دسته از سرعت نواری که پاهامون رو روش می‌ذاریم بیشتره]

داشتم برای همین دو خط غرق می‌شدم. به جان خودم اگه غرق می‌شدم خودم حاضر نمی‌شدم تو تشییع جنازه‌ی خودم شرکت کنم
.

قضیه چی هست؟

رمان حکایت در هم پیچیدن روابط آدم‌هایی هست که بدون هیچ دلیل واضحی انگار جا رو برای هم‌دیگه تنگ کردن. اساس رمان برگرفته از یه واقعه‌ی تاریخی مال صد سال پیش هست؛ جنگ کانودوس. یه جنگ داخلی بین حکومت جمهوری تازه‌تاسیس برزیل و شورشی‌های مذهبی. البته موضوع فراتر از این‌هاست؛ به قول خود یوسا
:
مساله اصلی جنگ آخر زمان تفاوت‌های مذهبی یا سیاسی موجود در برزیل و به طور کلی در امریکای لاتین، نیست، بلکه جدایی و تعارض میان دو جامعه‌ای است که قادر نیستند با یک‌دیگر ارتباط برقرار کنند

توی این عدم امکان برقراری ارتباط همه سهم دارند. سلطنت‌طلب‌های قدیمی که هنوز امیدوار هستند که حکومت جمهوری سقوط کنه، جمهوری‌خواه‌هایی که برای سر به نیست کردن سلطنت‌طلب‌ها ابایی ندارند از زیر پا گذاشتن اصول جمهوری‌خواهی‌شون، آنارشیستی که خیال می‌کنه برزیل هم اروپاست و میشه با همون اقتضائات توی این فضا سر کرد، ملاک‌های قدیمی یک بوم و دو هوا که چاره‌ای ندارند که برای حفظ سرمایه‌شون یکی به نعل بزنند، یکی به میخ و این وسط جماعت ژنده‌پوشی که جمهوری رو دجال زمان می‌دونند و باهاش سر سازگاری ندارند.
یوسا توی تصویر کردن این بلبشو بی‌نظیر بوده؛ توی ترسیم زد و بندها و بازی‌های پنهانی؛ توی تجسم بخشیدن به «گاهی اقتضا می‌کنه اون‌جوری، گاهی اقتضا می‌کنه این‌جوری»
.
[جمله‌ی داخل گیومه یکی از دیالوگ‌های مغفول مونده‌ی فیلم «مکس» هست. تو اون فیلم یکی از کاندیداهای انتخاباتی برای افزایش رای‌هاش می‌خواد بره سمت یه مطرب کوچه‌بازاری که حسابی برای خودش طرفدار جمع کرده. وقتی مشاورش ازش می پرسه که آخه قربان این یارو که کلا سیستمش با سیستم ما فرق می‌کنه، کاندیدا یه نگاه عاقل اندر سفیه به مشاور می‌کنه و میگه: اون‌موقع اقتضا می‌کرد اون‌جوری، الان اقتضا می‌کنه این‌جوری...]

توضیح بیشتر از این جاهای جذاب رمان رو لو میده. هرچند که این رمان اون‌قدر خرده روایت دوس‌داشتنی و صدالبته گاهی هول‌ناک داره که حتی از دست دادن نقاط عطف رمان هم اون رو از قابلیت‌هاش خالی نمی‌کنه

پاشنه‌ی آشیل کتاب
ظاهرا چاره‌ای نیست که بپذیریم یوسا قلم توانمندی برای توصیف صحنه‌های پرازدحام نبرد نداره. یوسا توی نبرد اول از استراتژی تولستویی برای شرح نبرد استفاده می‌کنه. یعنی راوی رو می‌بره روی کوه یا تپه‌ی مشرف به صحنه‌ی نبرد تا از اون‌جا گزارش صحنه رو بده. تا این‌جای کار چندان بد از آب در نیومده. اما مخصوصا توی دو تا نبرد اول، توصیف نزدیک صحنه‌های نبرد به قوت صحنه‌های نبرد جنگ و صلح نبوده و این ذاتا تقصیر یوسا نیست. کسی می‌تونه صحنه‌های نبرد این‌شکلی رو از جون و دل بنویسه که با ذره ذره‌ی وجودش چنین نبردهایی رو تجربه کرده باشه؛ کسی مثل خود تولستوی
اما توی تحلیل نهایی همین که کسی توصیف صحنه‌های نبرد رو طوری بنویسه که توی ذهن مخاطبش اون رو وادار کنه به مقایسه با صحنه‌های نبرد جنگ و صلح خودش یعنی این‌که نویسنده‌ی بزرگی هست

راهنمای کوتاه خوندن کتاب
این نقشه رو ذخیره کنید توی سیستم‌تون. نقشه‌ی شهرهای تاثیرگذار توی جنگ کانودوس بوده. توی دویست صفحه‌ی اول خیلی کمک می‌کنه به درک موقعیت‌های مختلف رمان. البته فهمیدن رمان نیازی به این نقشه نداره. اما خیلی جذاب‌ترش می‌کنه. بعد از دویست صفحه هم که دیگه نقشه کامل میره توی ذهن‌
...
نقشه باهیا

مخلص کلام
رمان رمان «معظمی» هست. از همون صفحه‌های اول رمان می‌دونید که دارید یه کار «بزرگ» رو می‌خونید. توصیه‌ی این‌جور کتاب‌ها بیشتر به شوخی شبیهه. یکی از «بهترین» رمان‌های زندگی‌تون با یه ترجمه‌ی «موندگار» منتظر شماست

مشاهده لینک اصلی
كتاب و جذابي بود تقريبا ٧ روزه تمامش كردم،شروع داستان برام جذاب نبود و به نظرم سخت خوان بود اما بعد از تقريبا ١٠٠ صفحه روند داستان و نگارش كتاب، جذبم كرد
كتاب دائم در حال تغيير زاويه ديد از اول شخص به سوم شخص و دانائي كل بود،همينطور زمان داستان .
زيبايي كتاب در فصل هاي كه يك جريان رو از دو منظر يا ديدگاه تعريف ميكرد خيلي زياد بود
شروع كتاب با معرفي شخصيت هاي داستان بود كه مختصر و كوتاه از گذشته تا به حال را بيان ميكرد ، شخصيت هاي كتاب خيلي زياد و اسامي شبيه هم بود اما محاله كه يادتون بره ،هر كدوم از اسامي جاي براي خودشون تو ذهن باز ميكردند
داستان در مورد يك مرشد هستش كه ظرف چند سال مريدان زيادي را جذب ميكند و بر عليه حكومت و جمهوري ساز مخالف ميزنند ، يك شخصيت پيغمير گونه كه خود مردم به اين جايگاه رسوندنش و كلا داستان حول و حوش جنگ حكومت با مرشد و اتفاقاتش ميگذره
البته من ريويو نويس نيستم اما دوست دارم خودم رو يك محكي بزنم؛)


مشاهده لینک اصلی
این داستان پرطرفدار درمورد یک رویداد واقعی در تاریخ برزیل، یک صفحهنمایش است. داستان ظهور شگفت آور و سقوط اجتناب ناپذیر کمون Canudo در وسط منطقه بهیه از چندین چشم انداز و با استفاده از جزئیات دقیق صحبت می شود. صحنه های نبرد بسیار جالب و باور نکردنی هستند. یک بار دیگر، ماریو وارگاس لوسا یک بخش جالب از ادبیات را در اینجا آورده است و می توانید ببینید که چرا او در سال 2010 جایزۀ نوبل او را سزاوار داشته است. سبک روایت کلاسیک ورگاس لوسا است: دیدگاه های مختلف که همه ی طرفین این درگیری خاص را پوشش می دهد و آن را در تاریخ پیچیده خود قرار می دهد زمینه مطمئنا یکی از رمان های تاریخی بزرگ سده هفدهم، به لحاظ روز بین المللی زنان، باید اشاره کنم که می توانم ببینم که چگونه فمینیست ها به بعضی از بدبختی ها در Vargas Llosa مخالف هستند. دو قربانی تجاوز به عنوا یا عاشقان و یا ازدواج با متجاوزان خود و دیگر شخصیت اصلی زن، دیوانه می شود. شاید این یک جنایتکار آمریکای جنوبی باشد، اما تمام شخصیت های زن دیگر هم به عنوان متعصب های نادان نیز خلق شده اند. اما، به اعتبار خود، در کتاب های بعدی خود مانند جشن بز و یا بد دختر و راه بهشت، شخصیت های زن قوی تر و بیشتر توسعه یافته است.

مشاهده لینک اصلی
این چیزی است که اتفاق می افتد زمانی که جهان که بیش از حد بزرگترین نویسنده زندگی می شود (GGM) در یک چهره ی ممتاز (MVL) مؤثر است. مبارزه در سال 1976 در یک فیلم سینمایی مکزیک اتفاق افتاد و هیچ یک از آنها هرگز درباره وقوع حادثه بحث نکرده بودند. هرچیزی که رفت (یک زن؟ سیاست؟)، من آرزو می کنم که آنجا باشم تا وقتی که او در زمین بود، یک ضربه زدن به دنده ها را به هم بزند. جنگ آخر جهان سزاوار محل در پانتئون اشغال شده توسط مروکس حماسه احمقانه است. در اینجا ما یک تاریخ قرن بیست و یکم جنگ جنگی داریم، یک فتنه انگاشتن کثیف از یک کتاب با شخصیت سرشار از جذاب و غیر قابل انعطاف: جنگ - خرابکاری که بوسیله یک کوکتل متعصب و انحصارطلبانه انسان ایجاد می شود. 100 سال تنهایی و عشق را در زمان وبا از دست بدهید. جنگ وارگاس جنگل پایان جهان را بخواند و ماجراهای و بدبختی های ماقول را نادیده بگیرد. و وارگاس لوسا خودش؟ یکی از طرفداران کاسترو مارکسیستی، کاندیدای ریاست جمهوری پرو، در سمت راست قرار گرفت؟ دوستش دارم. مخالفان خود را از رمان هایش در مورد رادیو پروری خواسته است تا از رای دهندگان خارج از گودال ترساندن کند. کار کرد یک مرد ژاپنی رئیس پرو. MVL مدتهاست که در منزل افراد بالای من حضور دارد و دوست دارد در یک نوار آب و هوای نوشیدن تکیلا نشسته و در حال بحث در مورد کتابها و آمپر؛ سیاست تا زمانی که خورشید می آید لیست. باید این اتفاق بیفتد [خطای تصویر]

مشاهده لینک اصلی
این داستان پرطرفدار درمورد یک رویداد واقعی در تاریخ برزیل، یک صفحهنمایش است. داستان ظهور شگفت آور و سقوط اجتناب ناپذیر کمون Canudo در وسط منطقه بهیه از چندین چشم انداز و با استفاده از جزئیات دقیق صحبت می شود. صحنه های نبرد بسیار جالب و باور نکردنی هستند. یک بار دیگر، ماریو وارگاس لوسا یک بخش جالب از ادبیات را در اینجا آورده است و می توانید ببینید که چرا او در سال 2010 جایزۀ نوبل او را سزاوار داشته است. سبک روایت کلاسیک ورگاس لوسا است: دیدگاه های مختلف که همه ی طرفین این درگیری خاص را پوشش می دهد و آن را در تاریخ پیچیده خود قرار می دهد زمینه مطمئنا یکی از رمان های تاریخی بزرگ سده هفدهم، به لحاظ روز بین المللی زنان، باید اشاره کنم که می توانم ببینم که چگونه فمینیست ها به بعضی از بدبختی ها در Vargas Llosa مخالف هستند. دو قربانی تجاوز به عنوا یا عاشقان و یا ازدواج با متجاوزان خود و دیگر شخصیت اصلی زن، دیوانه می شود. شاید این یک جنایتکار آمریکای جنوبی باشد، اما تمام شخصیت های زن دیگر هم به عنوان متعصب های نادان نیز خلق شده اند. اما، به اعتبار خود، در کتاب های بعدی خود مانند جشن بز و یا بد دختر، شخصیت های زن قوی تر و بیشتر توسعه یافته است. این واقعا داستان حماسی تاریخی است

مشاهده لینک اصلی
این یک @ madman @ که در دهه 1800 میلادی از روستا به روستا، در شمال شرق برزیل فقیر در ایالت باهیا، موعظه به فقرا، برادری همه و پایان جهان، باعث می شود مرگ افراد بی شماری و ایجاد پایه و اساس جمهوری جدید ... قابل فهم نیست. از زمان لغو برده داری و سلطنت، کمتر از یک دهه قبل، 1888، 1889، بسیاری از بردگان بی خانمان هیچ جایی برای رفتن یا احساس هرج و مرج ندارند، کارگران مزرعه سفید بدون مشاغل، سرخپوستان را که در فقر مطلق زندگی می کنند، زمانی که در دسترس هستند، اما آنها چیزی مشترک دارند، هر کدام بی قدرت و گرسنه هستند، توسط زمینداران غنی بهره برداری می شوند، دولت بیشتر علاقه مند به جمع آوری مالیات ها است، از کمک به آنها، آنها مانند مگس ها می میرند، در زمین های خشک، خشکسالی های مکرر، همه گیری همه گیر راهزنان روستایی از کشتار روستاها، از ساکنان، دزدیده شده اند. تا آنتونیو وینسنت مندس مکیل، که به عنوان مشاور آنتونیو شناخته می شود، هیچ کس اهمیت نمی دهد. پیروان جمع آوری پس از بیست سال تأیید کلیساهای غفلت شده، گورستان ها، تسلیم فقرا، تبدیل به یک مقدس برای مردم محلی می شود. او تصمیم می گیرد که یک شهر جدید، Canudos (Canes)، که در چند سال به طور چشمگیری به 30،000 شهروند می رسد، در چند سال آینده، باعث نگرانی مقامات عصبی شود، زیرا او مخالف جمهوری، جدایی کلیسا و دولت و فراماسون ها، کافران، که نفوذ به شدت، استقرار برزیلی. شهر از پول کاغذی استفاده نمی کند، تجارت سفارشی است، هر کس یک قطعه زمین و یک خانه گل را برای زندگی دارد، غذا به خانه های بی کفایت، خانه های بهداشت برای بیماران و مزارع قدیمی، خارج از محصولات در حال رشد توسط رودخانه در نزدیکی، همه مساوی هستند مشاور خیرخواه، بدون عنوان، دستور ساخت یک کلیسا دوم، کلیسای باشکوه، معبد عیسی پروردگار، برج نازک بالای آن، زنگ وفادار برای آمدن، او، آنتونیو، در آنجا خطبه ها را می گوید، نگاه کردن به پایین خادم جمعیت، وفادار، کشیش محلی، پدر Joaquim، یک بزهکار سابق، با کودکان از پادشاهی خود، گفت: توده، دفن مرده، تعمید، ازدواج زوج. Canudos استدلال شده است، مشاور رسولان ارزشمند است، به حکومت، یک کوتوله، یک زن بی رحمانه، که فرزند نوزاد خود را، ماریا Quadrado، معادله غیر قانونی، شیطان جان، در حال حاضر عبث جان، فرمانده میدان، قادر، کانی، ... Pajeu، با یک زخم زشت در چهره او، هندی عصبانی و شدید، که دوست داشت قربانیان قربانیان خود را بینی و گوش، یک برده فراری، بی جان بی جان، که خواهر خود را به قتل رساند، یک مرد تغییر شکل یافته آنها را به نام شیر، که می تواند خواندن، اصلاح آنتونیو، اما جمهوری خوشحال نیست، فرستادن ارتش برای فرو ریختن آنچه که می ترسند تلاش (به اشتباه)، برای بازگرداندن سلطنت، یک، دو، سه، چهار می رسند، بزرگتر و بزرگتر هر یک، آنها را شگفت زده کرد این دهقانان، به طرز وحشیانه ای مبارزه می کنند، چرا؟ درگیری های خشونت آمیز، که در آن زندانیان توسط هر دو طرف مجروح می شوند. آنها هرگز حاکمان را کاملا درک نمی کنند که این افراد برای مبارزه برای اولین بار در زندگی خود چیزی دارند. جایی که آنها استقبال می شوند، پذیرفته و حتی دوست دارند، مجرمان، فریبنده ها، بی پولی ها، کسی کمترین کمترین کمکی است ... رمان فوق العاده ای بر اساس واقعیت، ماریو وارگاس لوسا، بهترین کتاب، منتقدان بسیاری از جمله خودم، خوشحال نیستم که خواندی، اما حقیقت، اغلب، مهم هم هست ...

مشاهده لینک اصلی
3.5 ستاره â € \"چه بیانیه فیل. من این رمان را با این تصور شروع کردم که این نوعی از یک Germinal هزاره مسیحی است که از لحاظ غم و اندوه از داستان آن است. با این حال، در پایان، برای من روشن بود که مدل ورگاس لوساس عمدتا روسی بود. وقتی که AC می گوید اینجا، این است که در نوشته های خاص، آرامش و ماهیت خاصی وجود دارد @ من فکر می کنم این به معنای جزئی است، گرچه صدای شخص ثالث محدود هرگز به عالم شناخت کامل خداوند گسترش نمی یابد. این رمان بر مبنای شورش کانودوس یا نواحی قبیله ای در برزیل در اواخر دهه 1890 است که ما در ابتدا از SertÃμes پیشگام Euclides Da Cunha شناخته شده (که در ترجمه از پنگوئن به عنوان Backlands: The Camudos Campaign) موجود است، که به نام نقطه شروع نامه های برزیلی. برزیل پادشاهی خود را برچیده و یک جمهوری جوان و ناپایدار ایجاد کرده است. سلطنت طلبان مستقل خواهان داشتن حقوق مالکیت خود هستند و با جمهوری خواهان مبارزه می کنند. این تعارض رکورد مرگبار رمان را تشکیل می دهد. در پیش زمینه، شخصیت مسیانی Antonio Conselhiero (مشاور)، که بیش از سی سال از موعظه در مناطق عقب مانده است، یک گله از congregants، از جمله بسیاری از bandits بدنام، اما ساخته شده تا حد زیادی از خانواده های فقیر کشاورزی را مجبور زمین از خشکسالی ویرانگر. مشاور، جمهوری جدید را به عنوان ضد کریسم به خاطر یک قانون اساسی که کلیسا و دولت را جدا می کند، در نظر می گیرد. تجاوزات جمهوری شامل موسسه ازدواج مدنی می شود، زمانی که، به عنوان مشاور از تماس مستقیم با خدای او، یک شکل کاملا معتبر ازدواج مذهبی وجود دارد. همچنین به عنوان علوفه برای شورش ذکر شده جمع آوری مالیات است، به عنوان در معرض تجاوز به کلیسای صدور مجوز؛ و سرشماری، که به عنوان راهی برای بازپس گیری تجارت برده، که تحت سلطنت است، لغو شده است، و جمهوری مقدس را با اطلاعاتی که نیاز به پیروزی از همه کاتولیک های اعلام شده دارد، فراهم می کند. یک ادعای کاملا بی پایه اما یکی از آن است که بدون وصف با توجه به نتیجه توده نسل کشی نیست. در زمان زائران محروم در یکی از landholdings، Canudos، از Baron Canabrava. طرفدار جمهوری خواهی تبلیغاتی، Epaminondas Gonásalves - مردی که رؤسای مرگبار آن حتی جوئی گوبلز را تحسین برانگیزد، به عنوان پادشاهان مجاهدین خلق در لیگ با بارون سالمندان رنگ می کند. این دروغ است با این حال، درست است که سکوتارها جمهوری را رد کرده اند. هنگامی که Gonácalsves برای حمل و نقل از تفنگ های انگلیسی و مهمات به Canudos ترتیب می دهد به راحتی @ monarchists @ به عنوان خائن به جمهوری تازه وارد و مطابق با آن منتشر شده است. با توجه به این نادانی ناامید کننده، جمهوریخواهان و ارتش های آنها و اکثر مردم نمی دانند که کانودوس در واقع یک حل و فصل مذهبی با استراتژی های اسکاتولوژیک است. حتی در طول آخرین مبارزات طولانی مدت علیه کانودو، فرمانده کل همچنان معتقد است که جنبوجوها تمایل سلطنتطلبانه و افسران انگلیسی را به آنها توصیه میکنند. سه بار جمهوری به ارتش علیه \"کانودوس\" می فرستد و به طرز وحشیانه ای از دست می دهد، به لطف روش های چریکی شورشیان چریکی. کمپین چهارم موفقیت آمیز است. وارگاس لواسا نخستین 200 صفحه را به تنهایی کاراکترهای خود را سپری می کند. آنها یک گالری سرکش هستند، و شامل \"روزنامه نگار نگره\"، شخصیت بر اساس Euclides Da Cunha خود؛ سالخورده بارون کانابراوا، رئیس سلطنت طلبان (واقعی)؛ صاحب روزنامه و جمهوری خواه کشنده، Gonçalves؛ گالیله گال، یک سوسیالیست اسکاتلندی، که بیش از حد پرخاشگرانه و عدم خودآزاری او را به پاس زشت تبدیل می کند؛ برده سابق، Big Joà £ o، که بی رحمانه معشوقه خود را به بیت در یک سفر غواصی بریده؛ ابوت João، که قبلا شیطان João، Pajeé، Pedrão، و دیگر راهزنان مرگبار تبدیل شده مسیحیان برجسته؛ برادران ویلانووا، تجار مسافرتی؛ فیلسوف ماریا Quadrado؛ شیر از Natuba، سواد، تغییر شکل جوان مرد که به عنوان مشاور اساتید خدمت می کند؛ و کل ارتش برزیل - یک شخصیت دلهره Tolstoyan اگر تا کنون وجود داشته باشد.در کل، رمان یک تلاش قابل تحسین است. روایت ساده است، گفتار بسیار صاف است. هیچ واژگان فانتزی، به استثنای کلمه پرتغالی گاه به گاه، و هیچ غم و اندوه ساختاری وجود ندارد. نوشتن تلاش می کند از راه خود بی حرکت بماند و تا حد زیادی موفق شود. اما هیچکدام از این نمایشها هیچ یک از سبکهای واقعی را نشان نمیدهند، و از اصطلاح E.M. Forster استفاده میکنند، حداقل در این ترجمه از آن استفاده نمیکنند. به عبارت دیگر، آن را نمی شنود. دستاورد کتاب در ساختار و طول آن (580 صفحه) است. کمی برای من خیلی زیاد است، صحنه های نبرد به ویژه. همانطور که در انتهای آن قرار می دهیم، تمایل به ملودرام به طور فزاینده ای وجود دارد. کلیشه ها شروع به ظاهر شدن می کنند: @ خنک کردن ستون فقرات خود را می کشد. @ سپس دوباره بسیاری از لاین های زیبایی از عمل و فضا وجود دارد: منظره زیبا، خیابان های شهر فاجعه فقیرنشین. توصیه شده با رزرو.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب جنگ آخرزمان


#جایزه نوبل ادبیات - #داستان تاریخی - #ادبیات داستانی - #ادبیات مدرن - #ادبیات آمریکای لاتین - #ادبیات پرو - #دهه 1980 میلادی -
#انتشارات آگه - #ماریو بارگاس یوسا - #عبدالله کوثری
کتاب های مرتبط با - کتاب جنگ آخرزمان


 کتاب ابداع مورل
 کتاب صد سال تنهایی
 کتاب باد سهمگین
 کتاب آوریل سرخ
 کتاب عشق در زمان وبا
 کتاب جنگ آخرزمان