کتاب ابداع مورل

اثر آدولفو بیوئی کاسارس از انتشارات نشر ثالث - مترجم: مجتبی ویسی-ادبیات آمریکای لاتین

بورخس ابداع مورل را یک نمونه‌ی «کامل» و معاصر ژانر فانتزی خوانده.


خرید کتاب ابداع مورل
جستجوی کتاب ابداع مورل در گودریدز

معرفی کتاب ابداع مورل از نگاه کاربران
غیر قابل درک بودن یک ایده چیزی است که انسان را به آن عمیق تر می کند. این ایده چالش برانگیزتر این است که جذابیت بیشتری داشته باشد. تا زمانی که انسان می تواند به یاد داشته باشد، ایده مرگ و جاودانگی ذهن را جذاب کرده است، ساختن انسان برای مرگ و تبدیل شدن به جاودانگی. فلسفه، علم و دین نظریاتی را مطرح می کند که برخی اندیشه های جالب برای تفکر را نشان می دهند. اما از آنجا که \"مرگ\" همچنان غیرقابل تحمل باقی می ماند، انسان به نحوی سعی می کند آن را فریب دهد، با خروج از آثار مهم که ممکن است جاودانگی را به نام تبدیل کند. در مورد هنر به نظر می رسد حتی مناسب تر است. تا زمانی که اثر هنر زندگی کند، نام هنرمند جاودانه است. این کار توسط آدولفو Bioy Casares، نه تنها با شیفتگی مردانه با ایده جاودانگی و چگونگی تلاش برای رسیدن به آن، بلکه همچنین مقابله با واقعیت آن را بررسی می کند. این موضوع سوالاتی را درمورد پیامدهای احتمالی مطرح می کند و این چیزی است که این کار را بسیار قانع کننده می سازد. من می توانم بگویم که حتی بدون حمایت بورژس از این کار جدا می شود به عنوان یک اثر متمایز از هنر که زیبایی آن در طرح قابل اجرا اعدام است. شخصیت داستان فراری است و داستان در شخص اول نقل شده است. این کار با روایتگر شروع به راه اندازی می کند، به نظر می رسد جزیره آلوده بدون علائم انسانی. ما هرگز به نام راوی نمی گفتیم، اما نام جزیره Villings است و دارای یک موزه، یک کلیسا و یک استخر است که توسط آخرین ساکنان ساخته شده است که بعد از آن به دلیل بیماری رها شده است. پس از گذشت زمان، روایتگر متوجه مردم در جزیره شد که پیش از آن نبودند و به نظر می رسید از هیچ جا بیرون نیامده بودند. از کجا آمده اند؟ در حال حاضر این فریب است که Casares با چنین زیبایی کار کرده است و برای دوران خود کاملا پیشرفت کرده است. این افراد در واقع واقعی نیستند بلکه تصاویر هستند. تصاویر ضبط شده به مدت یک هفته و پس از آن در یک پروژکتور بزرگ که در هماهنگی با جزر و مد اقیانوس تنظیم شده است. اما تصاویر سه بعدی مانند هولوگرافی هستند به طوری که آنها از راه دور واقعی هستند. کار انجام شده توسط یک مرد به نام مورل (جالب توجه است که به نظر می رسد با کلمه یونانی â € ~Moiraiâ € که مشتق است و به معنی â € ~fatesâ € قافیه). ما از این می دانیم زیرا در یک صحنه ضبط شده، مورل در مورد آن به همه افرادی که برای آزمایش خود ثبت کرده اند، صحبت می کند. این آزمایش این است که آنها را از طریق گرفتن آنها و اجازه دادن به آنها در دنیای پیش بینی شده برای همیشه جاودانه بسازند. راوی ما، که به نظر می رسد با این آزمایش مجذوب شده است، زیرا او عاشق تصویر یک زن به نام فاوستین است، تجربیات در یک دفتر خاطرات و به نوعی بخشی از خود آزمایش است تا بتواند حضور خود را به زن نشان دهد. اما او همچنین عدم اطمینان را در مورد مزایای این تلاش ها مطرح می کند. â € œ مورد مخترع که توسط اختراع خود را متلاشی می کند، بر نیاز ما به نظارت دقیق تأکید دارد. اما من می توانم در مورد ویژگی های یک مرد تعمیم دهم، اخلاقیات در مورد ویژگی هایی که فقط برای مورل استفاده می شود. من از مسیری که او بدون تردید ناخودآگاه به تلاشهایش برای تحقق انسان ادامه داد، تایید می کند؛ اما او چیزی جز احساسات را حفظ نکرده است. و اگرچه اختراعش ناقص بود، حداقل حقیقت را پیش بینی کرد: انسان یک روز زندگی انسان را خواهد ساخت. کار او به نظر می رسد برای تثبیت اصل من است: بی فایده است که سعی کنیم کل بدن را زنده نگه داریم. حفظ تصاویر بدون آنها هیچ آگاهی از واقعیت ما متفاوت است و از این رو ناقص است. همچنین او در مورد اخلاقی چنین تلاشهایی و عواقب آن سؤال می کند؛ باید بتواند چیزی را با موفقیت، شاید از جمله آگاهی، برای جاودانگی بسازد. وقتی ذهنها از پالایش بیشتر از مورلز شروع به کار بر روی اختراع می کنند، یک مکان یکنفر و دلپذیر را انتخاب می کنند، با افرادی که بیشتر آنها را دوست دارد، به آنجا می آیند و در بهشت ​​صمیمی تحمل خواهند کرد. یک باغ تنها، اگر صحنه هایی که برای همیشه زنده می شوند، در لحظات مختلف ثبت شوند، بهشت ​​های بی شماری را شامل می شوند، و هر گروه از ساکنان، که از دیگران بی اطلاع هستند، به طور همزمان، تقریبا در یک مکان، بدون برخورد، حرکت خواهند کرد. اما متأسفانه این ها بهشت ​​های آسیب پذیر هستند زیرا تصاویر قادر به دیدن مردان نیستند. و اگر مردان به توصیه های مالتوس توجه نکنند، روزی آنها به سرزمین حتی کوچکترین بهشت ​​نیاز خواهند داشت و ساکنان بی دفاع آنها را از بین می برد و یا از طریق جدا کردن ماشین ها آنها را تبعید می کنند. به نظر می رسد کاستر پیش بینی خطر چنین اختراعات علمی که ممکن است انسان بتواند در آینده به جاودانگی دست یابد. اگر چه ما هنوز آن را به دست نیاورده ایم، اما وحشت از این امکان پذیر نیست. به نظر می رسد کار نیز به دنیای فیلم ها افتخار می کند؛ از آنجا که Casares در طول رشد آن ها بسیار جذاب بود. ایده گرفتن تصاویری از بازیگران و سپس باز کردن آنها برای به دست آوردن واقعیت همان چیزی بود که توجه او را به خود جلب کرد. او همچنین به ظاهر توسط ایده تکرار چرخه به عنوان h ...

مشاهده لینک اصلی
وقتی اولین بار این رمان را شروع کردم، به شدت از همه چیز بیزار بودم. راوی نامدار ونزوئلا، که در جزیره ای زندگی می کند که وی معتقد است، Villings نامیده می شود و تصمیم می گیرد که خاطراتی از آنچه که در آنجا اتفاق می افتد، بنویسد. او مطمئن نیست که چقدر باید زندگی کند. او پس از محکومیت به حبس ابد، فرار می کند. ما هرگز متوجه نیستیم که این جرم چیست و سپس یک فروشنده ایتالیایی قالیچه در کلکته به جزیره اش می گوید: تنها یک مکان برای یک فراری مانند شما وجود دارد - این جزیره غیر ساکن است، اما یک انسان نمی تواند زندگی کند آنجا. حدود 1924 یک گروه از مردان سفید پوست موزه، یک کلیسا و استخر شنا در جزیره را ساختند. (نقاشی نسبتا خوب در کتاب نشان داده شده است). این کار تکمیل شد و پس از آن رها شد ... دزدان دریایی چینی به آنجا نمی آیند و کشتی سفید موسسه راکفلر هرگز در این جزیره نمی خواست، چون شناخته شده به عنوان نقطه مرکزی یک بیماری مرموز، یک بیماری مرگبار است که به خارج از بدن حمله می کند و سپس به داخل کار می کند. ناخن ها از بین می روند، انگشتان دست و پا؛ مو از بین می رود پوست و قرنیه چشم ها می میرند و بدن برای یک یا دو هفته بیشتر زندگی می کند و این فرد هنوز هم می خواهد آنجا بماند زیرا زندگی اش غیر قابل تحمل است! با این مرحله من کاملا با این کتاب آشنا شدم. مردم شروع به ورود به جزیره کردند و کارهای عجیب و غریب انجام دادند. من واقعا نمی توانستم کمکتان کنم و تصمیم گرفتم آن را رها کنم. با این حال، به اعتقاد من نمی توانم فکر کنم در مورد کتاب اسفناک فکر می کنم و روز بعد آن را رد می کنم. هر چه اتفاق افتاد، مصمم بودم آن را پایان دهم - من فقط می توانم این را با یک سگ با یک استخوان مقایسه کنم. این خیلی عجیب است اما به نظر می رسید که کار را در یک نور متفاوت ببینم. احتمالا نشستن روی تخت در خورشید مرا در وضعیت بهتر قرار داده است. من واقعا نمی دانم پس از آن شروع به قدردانی از کتاب به عنوان داستان گسترش یافته است؛ در واقع یک داستان عشق، اما با این حال یک داستان عاشقانه بسیار عجیب و غریب است. یک روز یک گروه از بازدیدکنندگان به جزیره می آیند. به زودی، روایت او نگاهی به زنی می اندازد که به نظر می رسد یک کولی است. او روی یک سنگ نشسته و هر شب بعد از ظهر به تماشای غروب خورشید می آید. راوی ما او را غافلگیر می کند، نمی تواند او را از ذهنش خارج کند و هر هفته یک هفته تماشا کند. او حتی یک روز به او تعجب می کند اما او نیز ممکن است نامرئی باشد زیرا او ظاهرا او را نمی بیند. در یکی از این روزها او با یک مرد به نام مورل صحبت می کند که او فاستین را می خواند. آه، رؤیای ما نام از شخصیت محبوب خود را می داند. سردرگمی بسیار است، زیرا راوی نمی داند که آیا بارها توهم دارد، مرده است یا زنده است، بازدید کنندگان مرده اند، تصاویر و چه چیزی . او بیشتر از زمان حال کاملا متقاعد شده است که این افراد در جزیره وجود دارد تا او را دستگیر کنند و همواره در حال اجرا باشند. او همچنین از همه این افراد که می تواند او را ببیند و نمی تواند بفهمد، مطمئن نیست. اما به طرز شگرفی به نظر می رسد که راوی ما به نظر نمی آید که احتمال مرگ از این بیماری ظاهرا ناراحت کننده باشد. اما آیا چنین بیماری وجود دارد یا این همه توهمی است؟ جواب درست در واقع فردی به نام مورل است و به نظر می رسد که او یک ماشین با استفاده از تصاویر از بازتاب در آینه ایجاد کرده است. راوی ما نمیتواند درک کند که چرا او می تواند Faustine و Morel و دیگر مهمانان را ببیند و بشنود و سپس یک هفته بعد این سناریو تکرار می شود. عناصر توصیفی فوق العاده هستند، مانند فلور جزیره یا جزر و مد خائنانه، که قسمتی از جزیره؛ که همه به ساختار رمان اضافه می شوند. و برای دو خورشید و دو قمر، من تا حالا در کتاب نمی توانستم این را درک کنم. آنچه که جالب بود بدانید این است که دو خورشید قبل از آن در زمان های گذشته توسط Cicero دیده می شود: دو خورشید که، همانطور که از پدرم شنیدم، در کنسولگری Tuditanus و Aquilius در سال (183 قبل از میلاد) دیده می شد زمانی که خورشید Publius Africanus خاموش شد .. (این بیانیه به نظر می رسد پس از نگاه کردن به منابع قابل اعتماد دیگر اما نادرست است اما وجود دارد جسد وجود دارد.) این تور نیروی چنین تاثیر غیر منتظره ای بر من داشت و فکر می کنم که من تقریبا آن را به طور خودسرانه اخراج کرد. سبک نوشتن دوم به هیچ وجه نیست و در واقع من واقعا نمی دانم چگونه نویسنده چنین تخیل باور نکردنی برای نوشتن این رمان است. من قطعا میخواهم کتابهای دیگرش را بخوانم. با آخرین صفحه من متوجه شدم که خیلی ناراحت شدم. چگونه می توان احتمالا این رمان چند گانه، متافیزیکی، مرموز، سیرالئال و شگفت انگیز را توصیف کرد؟ عمق زیادی برای این کار وجود دارد. همانطور که در مورد بازپرداخت است، همه چیز را می توان گفت که این چیزی نیست که من انتظار داشتم. و در نهایت، هارولد از این کتاب برای من در یکی از نظرات در مورد کتاب JL Borges، Fictions جمع آوری شده است. جالب است که آنها هر دو این جذابیت با آینه ها و آنچه را که می توانند منجر شوند.

مشاهده لینک اصلی
داستان سورئالیستی با اعدام کامل. من توسط تنظیمات و قهرمانان درگیر درگیری های داخلی جذب می شود. من! یک خواننده کم عمق که لذت بردن از هیجان های خشن خالص خمیر را از کار ادبیات آمریکای لاتین لذت می برد! چقدر خوب است که نوشتن مهارت Casaress خوب است. رمز و راز نقش مهمی در داستان دارد، بنابراین حتی این یک ادبیات شناخته شده است، من نمی خواهم درباره این طرح خیلی صحبت کنم. اما من می توانم بگویم که جو تنها یک مثال کامل از سورئالیسم قرن بیست و یکم است. من نمی توانم کمک کنم تصور داستان را در فیلم های 1930s (داستان در سال 1940 منتشر شد). پس از اتمام این، شاید بتوانم خواندن آثار جرج لوئیس بورخس یا گابریل گارسا مارکز را تجربه کنم. ؛) اطلاعات اضافی: با تشکر از بررسی Wreade1872s، یک لینک در مورد برخی از ترجمه های از دست رفته برای نسخه انگلیسی وجود دارد. مقاله اینجا است: http: //anagrammatically.com/2011/09/1 ...

مشاهده لینک اصلی
من عصبانی هستم؟ خدایا؟ این یک کتاب کاملا خوب است. و یک مرد که ماه ها را در یک جزیره خالی از خورشید در میان فانتوم های سه بعدی که مجددا یک تعطیلات آخر هفته را می گذراند، عالی است. اما این: â € œthe کامل ترین و کامل ادراک نه تنها از غیر واقعی بودن جهان، بلکه از عدم واقعی خود ما: نه تنها ما عبور قلمرو سایه ها، ما خودمان سایه هستند. 'آن octavio paz. و پاز بدبختی است. بدبختی جدی و Borges - شاید بزرگترین بدبختی است که تا کنون زندگی کرده است - به نام این رمان \"عالی\". اما گوش دادن به نویسندگان بزرگ نابغه از گذشته: وضعیت ایجاد شده در کتاب فوق العاده سرد و مرموز و زرق و برق دار است و، بله، خود را به نوعی استعاره برای ماهیت ناخوشایند حقیقت و زندگی و تکنولوژی، اما آقای. paz: Isnâ € ™ t آن را ترک کرده است تا باز، که می تواند مثل یک استعاره برای خیلی زیاد بدون در نظر گرفتن هیچ چیز قابل توجهی؟ و آیا در مورد توضیحات چی کار می کنی؟ خیلی از سوم نهایی مثل این لحظه بی دست و پا در بسیاری از فیلم های ترسناک که در آن شخصیت اصلی به شخصیت دیگری توضیح داده می شود (اما واقعا به سخنرانی مخاطب) اختصاص ندارد، کل اسطوره درونی فیلم، کل هیولا / لعنت / شکوه باستان / پیشرفت تکنولوژیکی و از فیلم مانند lynch یا kieslowski به یک فیلم لاک پشت یون تبدیل می شود؟ و هیچ گناهی در مورد آن یکی از اولین ژانر نیست، بنابراین ما باید قبول برخی از ماجراهای دست و پا چلفتی که بعدا تصفیه شده بود ... منظورم این است که جورج لوئیس هر هفته از تعداد زیادی از این داستان ها را از بین می برد و هرگز نمی کشد نوع گوزن من فکر می کنم ray bradbury نسخه ای بهتر از این رمان نوشته است. من فکر می کنم او توانست با موفقیت به تجربه واقعی انسان بسنده کند و با تمام توضیحات بی نظیر توصیفی (همانند راببدریل / رزنیز در مارینباد) کنار گذاشته شود، در حالی که حفظ حس تاریک رمز و راز و احمقانه انسان | آه، و چرا جهنم lulu در پوشش است؟

مشاهده لینک اصلی
چندین سال پیش در مورد LOSTS اتفاق افتادن نوه های من باعث شد که هفت فصل به ارزش سریال LOST در طول تعطیلات تابستانی تماشا کنم. این سریال در سالهای 2004 تا 2010 در هاوایی فیلمبرداری شد، به طور فزاینده ای از بازماندگان پروازی در اقیانوس آرام در جزیره ای که ظاهرا ناشناخته و احتمالا غیرقابل تحمل وجود دارد، به حساب می آید. اغلب غم انگیز، همیشه غیر منتظره، داستان، من تصمیم گرفتم، یا اختراع بود فراتر از توانایی های من برای قدردانی، و یا کاملا بی معنی بود، بدون طرح کلی و یا طرح برای پایان دادن به. به نظر می رسد کمی از هر دو بوده است. با وجودی که من هیچ چیزی برای تایید این نتیجه نگرفته ام، به طور کامل برای من روشن است که LOST فقط یک نسخه مشتق شده Bioy Casares novella، The Invention of Morel است. حداقل در سه نسخه 1949 این کتاب در دهه های 1960 و 1970 ساخته شده است. این به صراحت به Bioy Casares داده شد. اما تا آنجا که من می دانم هیچ اشاره ای به او به عنوان الهام بخش سری LOST وجود ندارد. با این حال محتوای کتاب او یکسان است با سری، با چند پیچ ​​و تاب به سری که منعکس کننده سلیقه های مدرن و فن آوری است. در اینجا نقاط اصلی من مقایسه: 1. هر دو سری و کتاب در یک جزیره دور افتاده است که به واسطه معانی غیر قابل دسترس است. این در کتاب توضیح داده شده است به دلیل یک صخره و بیماری، اما نه در مجموعه ای که مبتنی بر پدیده های جسمی ناشناخته است. ابزار دقیق ورود و خروج از جزیره در هر دو صورت رمز و راز است. Bioy یک شخصیت واحد دارد که در جزیره به عنوان یک فراری از عدالت برای برخی از جرایم نامشخص که برای او احساس گناه و شرم می کند، است. در LOST این تبدیل به بارگیری مجدد از بازماندگان که اکثر آنها نیز فراری هستند، یا از قانون و از شرایط غیر قابل تحمل اجتماعی. تمام شخصیت های اصلی احساس گناه و شرم می کنند و همان نوع پارانویایی را به عنوان Bioys.3 نشان می دهند. شواهد معماری در جزایر در هر دو کتاب و مجموعه ای از مسکن قبلی، ساختمان های مدرن از اهداف ناشناخته وجود دارد که رها شده اند اما در شرایط کار باقی مانده است. 4. در این سازه ها، تکنولوژی های پیچیده ای از عملکرد نامشخص وجود دارد که توسط یک منبع طبیعی، اما منبع جدید انرژی فوق العاده ای طراحی شده اند. در این سری این منبع میدان مغناطیسی شدید است و در کتاب آن نیروهای جزر و مدی است. 5. این فناوری ها، در نهایت نشان داده شده است، هر دو اجازه می دهد سفر در داخل جزیره و جاودانگی به ساکنان آن. تفاوت های نسبتا جزئی در سری وجود دارد و این کتاب به طور عمده با سطح پیشرفت تکنولوژی معاصر در هر مورد روبرو شده است. 6. شخصیت های سریال، کسانی هستند که در کتاب دیده می شوند. از دست دادن بن لینوس همان رهبر فرقه کالیفرنیا است که مورل است. شخصیت Bioys و سرپرست خانم او، فاوستین سری جک شفرد و برخی اوقات موراتا ژولیت است، این دومین تمرکز رقابت توسط شخصیت های مردانه در هر دو است. چندین تیپ و دستگاه دیگر از Bioy در این مجموعه بارها و بارها مورد استفاده قرار می گیرند: مکالمات نیمی از شنیدن، توالی های رویایی و غیره. دیگران تقریبا مخفی هستند. به عنوان مثال، در Bioy، درختان در جزیره قبل از بلوغ می میرند؛ در سری این نوزادان میمیرند. بخشهایی از سریال تلویزیونی که قابل درک برای من بودند دقیقا همان نوشتههایی بود که توسط Bioy نوشته شده بود. من حتی 60 سال بعد از آنها به عنوان خلاق و نوآور قدردانی کردم. بقیه واقعا ناخواسته بودند و در عین حال اشاره ای به منبع واقعی تولید کنندگان تلویزیون نیست. شرم آور

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ابداع مورل


 کتاب یادداشت های پنج ساله
 کتاب جزیره زیر دریا
 کتاب زورو
 کتاب رفیق
 کتاب قدیس
 کتاب وارامو